نقدی به متن شورای هماهنگی از نگاه منتقدی دیگرِ ؛
بنده به عنوان يكي از اعضاي سابق شوراي هماهنگي نيروهاي اصلاح طلب دانشگاه آزاد يزد و شخصي خارج از هياهوي كنوني و با علم به كل موضوع اين سطور را در نقد نوشتهي دوستي گرامي كه در خبرنامه آن شورا درج شده بود مينگارم و اميد آن دارم كه موثر واقع افتد هر چند كه با نوع قلم و نگارش نگارنده و مضمون متن مذكور اين اميد را واهي و عبث ميپندارم. به طور حتم هر خواننده ای با نخستين مطالعه مطلبي كه اين دوست گرامي نگاشته بود متوجه خواهد شد كه اين متن به واقع روشنگر هيچ مسئلهاي نبود و جز ناسزا نامه، چيز ديگري نمي توان خواندش! كه اگر جز اين ميبود به حتم راهكاري را پيش روي من و دوستان خطاكارم قرار مي داد تا روشنگر طريقمان گردد كه مبادا به اضلال نيافتيم ولي دريغ از هدايت كنندهاي كه به صراط مستقيم در پنداشتههاي خويش خواندمان!(شايد هم دريغ از پنداشتهاي!) و افسوس كه هر چه بيشتر در اين سطور به غور و بررسي پرداختم كمتر موضوعي قابل اعتنا يافتم!
اولين باري كه تيتر "شورای هماهنگی از نگاه منتقدی ديگر" در فرودين توجهم را جلب كردم با شوق هر چه تمام تر به مطالعه متن مذكور براي يافتن محل نقد گشتم ، اما با دو سه بار مطالعه متن نیز متوجه منظور دوست گراميم نشدهام.
و اما نقد بنده به متن دوست گرامي؛
دوست محترمم! چه نيكو فرموده بوديد كه: " كار سياسي و تشكيلاتي ملزوماتي دارد كه بدون پايبندي به آنها، فعاليت احمقانه اي به نظر مي رسد". اگر منظور شما از كار سياسي يعني ايستادن جلوي ديوار و فرياد زدن است، اگر منظور از كار سياسي كوبيدن سر به همان ديوار است، اگر منظورتان همان برباد دادن سر براي هيچ است، اگر منظورتان تحمل هزينههاي گزاف بدون هيچ نتيجهاي خاص است، اگر منظورتان ژستهاي شخصيتهاي سياسي زندان كشيده و روشنفكر بازي است، و اگر منظورتان هزاران چيز از اين قبيل است بايد به عرضتان برسانم نه برادر سخت در اشتباهيد من و به نظرم مابقي دوستانم نيز همان احمقانيم و خاله بازيامان را ميكنيم چون اعتقاد داريم اين خاله بازي ما بسيار بسيار بسيار و صد بسيار دگر! پر ثمرتر از سياست ورزي( شما نيز از زبان ما بخوانيد؛حماقت) شما و دوستانتان است.
همچنين به گمان بنده، شخص من وساير اعضاي شورا، هيچگاه خويشتن خويش را عقل كل و مغز مسلم فرض نكرده و نمي كنيم كه اگر چنين بود در هر فعاليتي رو به مشاوره ديگر دوستان نمي آورديم و آنان را در امر مذكور شريك قرار نمي داديم. و همچنين در هر موردي كه نقدي وارد ميديدم و ميديديم بيان نميكرديم و راهكاري نيز براي آن عنوان نميداشتيم. در ضمن با توجه به تجربه حقيقي و تعامل بنده و مابقي دوستانم در اين شورا، به نظرم ...
ادامه مطلب
| مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت ، خیلی کثیف میشوی و مهمتر آنکه... خوک از این کار لذت میبرد ... ! | |

