وقتي اوضاع اجتماعي مرتب است و چرخه روزگار هم به كام دولتيان هم به كام مردم باشد تجزيه و تحليل كاوشگرانه نظام سياسي هم عملا بيفايده خواهد بود و هم مشكل. هدف تشكيلات بوركراتيك و اداري در هر جامعه اين است كه افراد جامعهي خود را به قبول برداشتهاي حاكم تشويق كنند. كودكان از ابتدا ياد ميگيرند كه تلقيهاي سياسي صحيح و رفتارهاي مناسب كدامند. به طور مثال در امريكا مردم ميآموزند كه "روش زندگي آمريكايي" خوب و ستايش آميز است؛ كه "آزادي" و "دموكراسي" چيزهاي بسيار خوبي هستند و اينكه نظام سياسي آن كشور تجسم والاي اين ارزشهاست. در نظامهاي سياسي ديگر گرچه روند عمل يكسان است، اما مضمون پيام تغيير مييابد. كودك ايراني از زمان تولد درمييابد كه امپرياليسم غربي خطرناكترين دشمن جامعه است و اين كه آيت الله خميني رهبر بزرگي است كه كشور او را آزاد كرده است.
"حقايق" دنياي سياست از طريق آموزش و تعليم و تربيت و تا حدودي از طريق تعاليم غير رسمي، يا تقليد از رفتار و كردار اطرافيان به بدنه جامعه تزريق ميشوند، كه مسلماً رسانههاي تحت سلطه رژيم حاكمه در تزريق اين مفاهيم نقش اصلي سناريو را بازي خواهند كرد. اگر اطرافيان با شنيدن كلماتي همچون "امپرياليسم"، "ليبراليسم"، "كمونيسم" و "فاشيسم" احساس ترس و وحشت كنند، انسان نيز آنها را پديدههاي خطرناك تلقي خواهد كرد. با همان منطق اگر اطرافيان به "قانون اساسي"، "سوسياليسم" و "دين و مذهب" وفادار باشند و به آنها احترام بگذارند، انسان نتيجه ميگيرد كه كار درستي است و بايد به اين ارزشها وفادار بماند.
دروني شدن اين دروس بر نقشه ي عالم سياست تأثير بسيار عميق دارد و نبايد آنها را سطحي تلقي نمود. اين باورها گاه چونان در عمق وجدان خودآگاه و رگ و پي هر انساني ريشه مي دواند كه به شكلي از فرهنگ و نشانه ها و نمادها و سمبل هاي آن جامعه مبدل ميگردد.روند اجتماعي كردن جزء جداناشدني هر جامعه ي سياسي است. هيچ جامعه اي بدون القاي هدفها و فلسفه وجودي خويش به افرادش نميتواند به حيات و رشد خويش ادامه دهد. اگر قادر به چنين كاري نشد ، «مشروعيت» خود را از دست ميدهد. به عبارت ديگر ...
ادامه مطلب

