تبليغاتX
یاوه
ای یاوه - یاوه - یاوه --- خلائق! مستید و منگ؟

بعد از يك هفته سگي و خسته كننده و داغ، دل از اين شهر مي‌كني تا شايد بتواني فارغ از هر دغدغه‌اي دمي در طبيعت بياسايي. طبيعتي كه در خيالت قرار است مثلاً مأوايي باشد براي گريزهايت از زندگي و بايدها و نبايدهايت. كه مثلاً جداي از هر هياهو، چند ساعتي براي خودت باشي.
هنوز چند قدمي نيست كه پاي در پاي كوه نهاده‌اي كه حضور قدم به قدم پليس با انواع پيشوند و پسوندهاي نيروي انتظامي، امنيت اجتماعي، پيشگيري، كوهستان و هزار كوفت و زهرمار ديگر به ميزباني ديدگان خسته‌ات مي‌آيند. كه مبادا فراموش كني كه كجا زندگي مي‎كني، كه جبر جغرافيايي هر شب بتواند آسوده‌تر خرخره‎ات را بفشارد، كه مبادا يادت رفته باشد كه عنان لحظه لحظه‌ات در اختيار كيست، كه يادت بياورند هر كجا باشي، باش! آسمان، زمين خاك،‌كوه، كوچه، خيابان، پارك و ... همه از آنِ آنان است.
كمي بالاتر هنوز  ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد لکی در ساعت  | لینک  |