چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388
رفیق بیشتر از 50 روز است که دستگیرت کردهاند. 50 روز! چه ساده قلم دایره پنج و صفر را رسم میکند! 50 روز است که تو آنجایی و ما اینجا. ولی فاصلهمان زیاد نیست. اینجا تنها دیوارهای سیمانی ندارد ولی دیوارهای اینان بلندتر از دیوارهای سیمانی آنجاست. آنقدر بلند که دیگر آفتاب بر این شهر نمیتابد. میدانم رفیق شاید به حرف ساده باشد ولی تو 50 روز است که آسمان را ندیدهای،عیبی ندارد در عوض ما هم50 روز است که رغبتی به دیدن آن نداریم. اصلا بی شمایان رغبتی به هیچ چیز نداریم.
شاید بر من خرده گیرند، ولی من می خواهم تلخ بنویسم. مگر تلخ نیست رفیق؟ میدانی 50 روز است که...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد لکی در ساعت | لینک
|

