"اگر خاتمی نیاید میآیم". بیان این جمله از سوی معاون اول کم حاشیه و کم حرف دولت اصلاحات کافی بود که سوت آغاز ماراتن نفسگیر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، به صدا درآید. ولی اعلام این موضع در بحبوحه انتخابات مجلس هشتمی که با هزاران اما و اگر اصلاحطلبان و اندک کاندیداهای آنها به دور دوم کشیده بود، و درست در بزنگاهی که همه نیروهای این طیف تمام توان و حواس خویش را معطوف به پیروزی نسبی در اندک کرسیهای باقی مانده و رقابتی مجلس هشتم معطوف کرده بودند، از سوی دکتر محمدرضا عارف بیدلیل و بدون اندیشه و تأمل نبوده است. ولی به راستی اعلام اینچنینی کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری از سوی کاندیدای انصرافی اصلاح طلبان در مجلس هشتم به چه علت بود؟
1. معاون اول خاتمی درست در زمانی که جریانهای اصلاح طلب و گروههای این طیف به شدت درگیر رقابتهای انتخاباتی اندک کاندیداهایشان در رقابت مجلس هشتم بودند، با اعلام ورود زودهنگام خویش به عرصه رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری به نوعی تکلیف بخشی از این طیف را با انتخابات آتی مشخص کرد. موضعگیریهای سریع و بعضاً صریح در قبال اعلام حضور سریع در حقیقت هوشمندی عارف و مشاورینش را نشان داد. پیش دستی عارف به سایر رقبای هم طیف خویش، موضع گیریهای اولیه درباره تنها گزینه فعلی اصلاح طلبان، معطوف کردن ذهن اصلاح طلبان و عقبه این طیف به سمت خویش پس از نتایج نه چندان مطلوب انتخابات مجلس هشتم، همگی یعنی ایجاد فضا از هیچ!
2. انصراف عارف از حضور در انتخابات مجلس هشتم و حرکت آوانگارد وی در عدم شرکت در این انتخابات و وقایع پس از آن و در رأس آن ناراحتی بزرگان اصلاح طلب و نظام از شخص عارف به علت رعایت نکردن اصول تشکیلاتی و عدم تمکین به جمع و از سوی دیگر خدشه وارد آوردن به هویت انتخابات و وجهه نظام از سوی معاون اول دولت سابق نظام، به راحتی میتوانست حذف و بازنشستگی سیاسی وی را به ارمغان بیاورد. چرا که وی هم در میان دوستان و همرأیان خویش محکوم به عهدشکنی شده بود و هم از سوی حکومتیان به تندروی و لطمه زدن به وجهه نظام محکوم میگردید. پس علاج واقعه قبل از وقوع نمود و قبل از صف بندیها و توزین سیاسی انتخابات ریاست جمهوری عنان بازی را در دست گرفت. این یعنی هم آشتی با نظام هم قرار گرفتن در میانه بازیای که از آن وی نبود!
3. از سوی دیگر لحن دکتر عارف در اعلام حضور خویش و مصاحبههای بعدیاش نشان از آن دارد که وی نه به حضور در رأس اصلاحات و گفتمان اصلاحطلبی میاندیشد و نه سعی در فرصت سوزی دارد. نه برای اصلاحات نه برای خود! ذکر این نکته که"اگر خاتمی نیاید ..." نیز میتواند واجد پیامها و پالسهای تعیین کنندهای به هر دو سمت سیاست ایران باشد که با هوشیاری عارف میتواند به جنگی روانی به سود اصلاحطلبان ختم شود. همچنین عنایت وی به شخص خاتمی بعنوان فرد اول اصلاحات و موکول کردن همه چیز به خرد جمعی که بارها در مصاحبههایش و علی الخصوص در مصاحبه با هفته نامه «شهروند امروز» تأکید کرده بود به تمامی موید همین امر است. که تیتر زیرکانه این نشریه نیز به تمامی گویاست:"این دور نشد، دور بعد!".
4. با درنظر داشتن گزینههای محتمل قبلی برآیند دیگری نیز بر آنها میتوان مترتب دانست. عارف با اعلام زود هنگام حضور در انتخابات ریاست جمهوری و قرار دادن خود در سبد انتخابای اصلاحطلبان (که به قطع هر چه زمان بگذرد پرتر و پرتر خواهد شد) به راحتی وزن قابل توجهی به خود بخشید که باید آن را مرهون موقعیت شناسیاش باشد. وزنی که در توزین آینده انتخابات ریاست جمهوری میتواند به برگ برندهای برای وی مبدل شود. تکیه وی به اجماع اصلاحطلبان برای حضور نهایی و کنار کشیدن محتمل وی به سود دیگری و تحمل هزینه این امر در صورت پیروزی کاندیدای اطلاحطلبان که به احتمال قریب به یقین هم چهرهای آشناتر و هم چهرهای بزرگتر خواهد بود (به نظر نگارنده سید محمد خاتمی یا میرحسین موسوی) به برد عارف در سهیم شدن در کابینه آینده منتج خواهد شد. در صورت باخت گزینه مذکور نیز، عارف وارد بازی باخته نشده است پس اینبار نیزبرد با عارف خواهد بود.
5. نجواهایی که از گوشه کنار مبنی بر تشکیل زود هنگام ستاد انتخاباتی دکتر عارف و آغاز سفرهای انتخاباتی و حمایت برخی از مجموعههای اصلاحطلب از وی به گوش میرسد نیز میتواند احتمال دیگر را رقم زند. هر چند که عارف تاکنون همه فعالیتها را تکذیب کرده است. ولی به طور مسلم برای اصلاحطلبان محرز شده است که بدون حضور فردی که پیش از حضور در انتخابات آراء قابل توجهی در سبد خویش داشته باشد، نخواهند تونست با رقیب قدری که اکثر رسانهها و نهادهای اجرایی به نفع او بازی را رقم میزنند مبارزه کنند. و این یعنی شکست پیش از حضور! و چهار سال دیگر خانه نشینی و خواندن فاتحه اصلاح طلبی و گفتمان اطلاحات و سپردن آینده متزلزل کشور به تندبادهای ویرانگر.
به هر روی حضور دکتر محمدرضا عارف در این کارزار بیتأمل نبوده، و وی با علم کامل به وجوه این موضوع و سنجیدن تمام بایدها و نبایدها وارد بازیای شده است که برای وی دو سر خواهد داشت: برد- برد!
*این یادداشت را برای ارگان اینترنتی شاخه جوانان نوشته بودم.

